۶۴
من از دوری خاموش
انتهای تنهایی
فرسنگها فاصله را
با تن پوش تردید
و صد دلهره
قدم زده ام
حالا در پناه
آغوشی بیکران
جای امن بغض هایم
تنها شانه های مهربانی ست
که در تلاطم این همه دلتنگی
قله ی آرامش من ست
اینجا مهربانی
نبض نفس های تو را
حسرت میکشد
جانم !
فیروزه کاسانی
انتهای تنهایی
فرسنگها فاصله را
با تن پوش تردید
و صد دلهره
قدم زده ام
حالا در پناه
آغوشی بیکران
جای امن بغض هایم
تنها شانه های مهربانی ست
که در تلاطم این همه دلتنگی
قله ی آرامش من ست
اینجا مهربانی
نبض نفس های تو را
حسرت میکشد
جانم !
فیروزه کاسانی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 8:15 توسط فیـــروزه کاســانــی
|
بهشــت یعنـی همیــن !