من از دوری خاموش 
انتهای تنهایی 

فرسنگها فاصله را 
با تن پوش تردید 

و صد دلهره 
قدم زده ام 

حالا در پناه 
آغوشی بیکران 

جای امن بغض هایم 
تنها شانه های مهربانی ست 

که در تلاطم این همه دلتنگی 
قله ی آرامش من ست 

اینجا مهربانی 
نبض نفس های تو را 

حسرت میکشد 
جانم ! 

فیروزه کاسانی